تبليغاتX
سیاست بیدار
بررسی مسائل سیاسی - اجتماعی

کشور عزیز ما ایران بعد از رهایی از دست مستکبرین و چپاولگران تاریخی در سال 57 شروعی دوباره برای رشد، تعالی و پیشرفت در سایه تعالیم و آموزه های دین مقدس اسلام و مکتب حقه شیعه داشت اما در دوران 33 ساله انقلاب همواره با فرازها و فرودهایی مواجه بود.

امروز که در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی هستیم بیش از هر زمان دیگری به ارایه ایده، طرح و راهکاری عملیاتی برای برون رفت از برخی مشکلات فعلی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی نیاز داریم و به نظر می رسد که همگان باید با عهدی مشترک فقط و فقط به خدمت و کار بیندیشند اما متاسفانه اینگونه نیست!

نگاهی به تلاش های انتخاباتی و تبلیغاتی کاندیداها در سراسر کشور مخصوصا شهرهای مهم و تاثیرگذار نشان می دهد کاندیداها انتخاباتی اگرچه لیستی بلندبالا از برنامه های مدنظر خود که بیشتر جنبه شعاری و آرمانی دارد ارایه داده اند اما رفتار، گفتار و  مشی آنان نشان از چیزهای دیگری دارد.

در حالی که همه بخش های کشور نیاز به اراده ای جدی برای آبادانی، عمران و اصلاح دارند و همه ایرانی ها فقط و فقط باید به فکر مدیریت کشور عزیزمان ایران برای مقابله با تحریم های ناجوانمردانه دشمنان باشند  عده ای فقط به دنبال جنجال و هیاهو هستند و دیگر هیچ.

گاهی فکر می کنم شاید عده ای فقط هنرشان همین است و بس و راهی دیگر برای ممشا و طی طریق فردی، اجتماعی و سیاسی ندارند.

اگرچه فتنه 88 و جریان انحرافی دو وصله نچسب به نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و کدورتی در ذهن همه دوستداران انقلاب ایجاد کردند اما مردم با حضور قاطعانه و حماسی خود در روز 9 دی و سایر مناسبت ها تکلیف آنان را مشخص کرده و عاملان وحامیان آن را به زباله دان تاریخ ریختند و دیگر کش دادن و آب و تاب دادن آن هدفی جز سواستفاده و استفاده ابزاری از این جریانات به نفع خود در کشور را دنبال نمی کند.

رهبر معظم انقلاب در مواردی که صلاح دانستند این مسایل را هشدار دادند که بزرگان دیگر نظام با تبیین و تشریح آن حقایقی را مشخص کردند اما اصرار بر اینگونه مطالب بیش از حد و به صورت افراطی فقط نشان دهنده این است که برخی فقط به دنبال حرف و حدیث هستند و هنر دیگری ندارند.

 دیروز سه شنبه( 9 اسفندماه 1390) هنگام عبور از خیابان دیدم ستاد تبلیغات انتخاباتی یکی از کاندیداها بر برگه ای سفید این مطلب را نوشته و منتشر کرده است : "جیبمان را ببندیم تا زبانمان باز باشد".

بکلی ناامید شدم و با خود گفتم وقتی کسانی که خود را دلسوز و مبارز معرفی کرده و برخی ادعاهای و ایده های عجیب و غریبشان گوش فلک را کر کرده است و اینگونه فکر میکنند و می اندیشند چرا باید ناامید نشد؟

اگر چه هیچ فرد منصف و ایرانی وطن دوستی موافق با فساد اقتصادی و سواستفاده از بیت المال مسلمین در جهت مطامع نفسانی و شخصی نیست و اخبار اینگونه فسادها که آخرین آن فساد سه هزار میلیارد تومانی بوده است همواره دل مردم مظلوم ایران را خون و ذهن آنان را نگران کرده است اما سوال اصلی این است که آیا چاره و راه حل مشکلات امروز ایران زبان باز است یا دستان پرتلاش ، کارگر و فعال؟

اگر این کاندیدای محترم واقعا این باور را دارد به او می گویم "زبانمان را ببندیم تا دستمان برای آبادانی و عمران این مرز و بوم به کار بیفتد" و دیگر هیچ.

وعده ما روز ۱۲ اسفند ۹۰ در پای صندوق های رای مثل همیشه با شور و نشاط و حماسی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 12:19  توسط محمد بیدارمنش  | 

این روزها موج عجیبی از حضور مردم در بازار را شاهد هستیم حضوری که بیش از همه در بازار سکه، طلا و ارز خود را نمایان کرده است.

نمی دانم چرا جامعه ای که خود را اسلامی می داند گاهی بدجوری همه را ناامید می کند و رفتاری از خود بروز می دهد که بکلی انسان را مایوس و وازده می کند.

بازار در اسلام هدف نیست بلکه ابزاری است برای امرار معاش و آماده شدن برای بندگی خدا و به دست آوردن سعادت که خداوند در قرآن هدف از خلقت خود را اینگونه بیان فرموده است که "و ما خلقت الجن و الإنس الا لیعبدون"(ذاریات/۵۶).

بازار اسلامی بازاری است که امیرالمومنین(ع) در آن قدم می زند و می فرماید: "يا معشرالتجاره، الفقه ثم المتجر" بازاری که آکنده از اخلاق نبوی و علوی است و ترکیبی از اخلاق و آداب تجارت را برای خود پذیرفته است.

بازار اسلامی به همه چیز دقت دارد همه چیز یعنی شرايط فروشنده و خريدار ، شرايط جنس و عوض آن ، نهي از تلقي رکبان، عدم اتلاف و تسبيب ، اجتناب از اسراف و تبذير ، تحريم بخش ، تحريم ربا، ممنوع بودن تطفيف و برخي مشاغل، دريافت سود کمتر از مومن يا فروش کالا به اولين شخص داوطلب خريد که به صورت احکام اخلاقي در ميان جامعه اسلامي تبیین شده است و دهها دغدغه دیگر.

شاید فراموش کرده ایم که بازار در ادبیات فاخر انقلاب اسلامی نیز جایگاهی بس رفیع و تاثیرگذار داشته است، بازاری که روزی مملو از متدینین دین مدار بود و البته هنوز نیز حضور دارند، بازاری که عاشق و شیفته اباعبدالله(ع) بود و روضه ها و منبرهای درجه یک در آن برگزار می شد، بازاری که برخی از فعالان آن اهل علم و دانش بوده و مراتب بالایی در آن داشتند، بازاری که حامی قیام ملت بر علیه رژیم ستمشاهی و حامی یاران رنجور انقلاب و امام(ره) بود، بازاری که همواره به دنبال کار خیر و نیک و حامی فقرا و مستضعفان بود؛ بازاری که وجوهات شرعی خود را با حساسیت و دقت محاسبه و پرداخت می کرد؛ بله شاید فراموش کرده ایم.

امروز بی تردید  بخشی از بازار با طمع، آز، کلاهبرداری از یکدیگر، دروغ گویی، ریا، غش، گران فروشی، احتکار، ربا، دلالی و سوداگری نزدیک و نزدیکتر شده است و هر روز مشاهده می کنیم که نوکیسه گانی که بازار را هدف دانسته و خواب یک شبه پولدار شدن را می بینند در آن می لولند و شیطنت می کنند.

اگر چه در احکام بازار و بیع بر پرهیز از "ربا" تاکید زیادی شده است که به حق هم هست اما بسیاری از رفتارهای دیگری که از مسلمانان در بازار اسلام مشاهده می شود نیز به هیچ وجه زیبنده جامعه و بازار اسلامی نیست رفتارهایی مثل طمع ورزی و حرص، خودخواهی، احتکار، گرانفروشی، دلالی، غش در معامله، دروغ گویی، انحصار طلبی و دهها گناه دیگر از سوی فروشندگان و مصرف گرایی، حرص، عطش کاذب برای خرید و ... از سوی خریداران که متاسفانه به وفور امروز در بازارها مشاهده می شود.

به خود بیاییم و ببینیم آیا درست است که برای سود بیشتر و دنیای گذرای فانی اینگونه گرگ وار چنگ به صورت یکدیگر بزنیم و در زمین شیطان بازی کنیم!

دولت اسلامی نیز وظایفی دارد که باید برای اصلاح امور بدانها توجه کند و آن ایجاد اطمینان و تلقین آرامش به کسبه و بازار است تا آنان با احساس امنیت از آینده، دولت را حامی خود بدانند و دلهره آینده بهانه آنان برای فشار و تاختن به مصرف کننده و مردم کوچه و بازار نشود.

بازرسی و نظارت، وضع قوانین روشن، ثابت و منصفانه با در نظر گرفتن غالب دغدغه ها و اعتماد به اصناف و سازمانهاي صنفي در بازار بخش دیگری از وظایف دولت اسلامی در مواجهه با بازار است که باید مورد توجه و اهتمام باشد اما این پرسش جدی است که دولت برای این مهم چه کرده است!؟

با نظرات خود این مطلب را کامل کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 23:47  توسط محمد بیدارمنش  | 

همه ایرانیان آزاد اندیش و صبور می دانند که ایران عزیز سالهای سال بود که مورد غارت، چپاول و استعمار کشورهای مستکبر و غربی و در راس آنان آمریکا و انگلیس قرار می گرفت و این انقلاب شکوهمند اسلامی بود که آنان را از یوغ این بردگی نانوشته رهانید و کبوتر سفید استقلال را بر شانه های آنان نشاند.

بعد از انقلاب سال 57 که ثمره رهبری پیامبر گونه بنیانگذار جمهوری اسلامی و تلاش های مجدانه مردم شریف و مبارز ایران زمین بود صبر انقلابی این ملت به پایان رسید و دیگر تاب و تحمل رفتار غرورآمیز و متکبرانه آمریکای جنایتکار را نداشت و در حادثه ای که از سوی امام خمینی(ره)، انقلاب دوم نام گرفت نسخه آمریکا را پیچید که در موقعیت تاریخی خود کاری مناسب و اعتراضی بجا بود که تحلیل مجدد آن در این مجال مختصر نمی گنجد.

اما دیروز یعنی روز 8 آذر ماه سال 90 تعدادی از دانشجویان معترض به سیاست های انگلیس در قبال ایران در حرکتی عجیب پس از تجمع اعتراض آمیز که در ابتدا منطقی و انقلابی تلقی می شد به سفارت انگلیس و باغ قلهک حمله کرده و صحنه های غیرقابل قبولی آفریدند.

در اینکه انگلیس پس از انقلاب اسلامی ایران همواره شمشیر را بر ضد انقلاب شکوهمند ملت ایران از رو بسته و دائما به بدجنسی و بدخواهی ملت ایران مشغول است تردیدی نیست و آخرین اقدام این جنایتکار مستکبر اعمال تحریم های مالی بر ضد بانک های ایرانی و بانک مرکزی است که پس از انتشار گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران صورت گرفت.

نتیجه اینکه رابطه جمهوری اسلامی ایران با انگلیس جز ضرر و بی مهری از سوی آنان نتیجه ای برای ملت ایران نداشته و تنها منفعت انگلیس بعد از بیش از 30 سال انقلاب برای ایران این است که فرزندان و نور چشمی ها بعضی از خدمتگزاران! ملت ایران در آن کشور ساکن و یا احیانا مشغول تحصیل می باشند البته اگر تحصیلی در کار باشد!

انگلیس جنایتکار چه در ابتدای انقلاب و چه در ایام جنگ و پس از آن همواره تابع محض سیاست های آمریکا بوده و در راهی که عموسام فرمان داده حرکت کرده است و اصولا رابطه ایران با این کشور باید سالهای دور پیش از این به پایین ترین سطح خود می رسید اما چرا اینگونه نشد خود سوالی اساسی و بنیادین است.

وقتی که مجلس شورای اسلامی اگر چه با تاخیر زیاد کاهش روابط با روباه پیر را به تصویب رسانده و روند معقول و منطقی دیپلماتیک برای کاهش روابط با این کشور نامرد آغاز شده است اقدام افراطی برخی از دانشجویان، روباه پیر را در موضع مظلومیت قرار داده تا با پررویی بیشتر از گذشته به جامعه جهانی بگوید دیدید ما گفتیم ایرانی ها فلان و فلان هستند و ... .

اکنون آنان با اجماعی که بر ضد ایران در جامعه جهانی تشکیل می دهند عرصه را حداقل از نظر تبلیغاتی به ایران تنگ تر کرده و از طرفی زبان دیپلماتیک ایران نیز بسته و محکوم است و نمی دانیم که ضرر بین المللی احتمالی این اقدام را چه کسانی خواهند پرداخت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 11:35  توسط محمد بیدارمنش  | 

در پی شدت گرفتن ظلم و ستم به مسلمانان ـ و بویژه شیعیان در بحرین، عربستان، آذربایجان و پاکستان تعدادی از طلاب و فعالان سایبری حزب الله، با الگو گرفتن از دستور امام صادق(ع) برنامه‏ای تحت عنوان 40 روز دعا و تضرع برای تعجیل در فرج را برنامه‏ریزی کرده‏اند.  
در پی شدت گرفتن بحران‏های جهانی و نیز ظلم و ستم فراوان به مسلمانان ـ و بویژه شیعیان در بحرین، عربستان، آذربایجان و پاکستان تعدادی از طلاب حوزه علمیه قم و نیز فعالان سایبری حزب الله، برنامه‏ای تحت عنوان 40 روز دعا و تضرع برای تعجیل در فرج را برنامه‏ریزی کرده‏اند.
این برنامه که از «روایات 40 روز گریه بنی اسرائیل برای فرج و نجات از دست فرعون» الگو گرفته است، از روز اول ذوالحجه آغاز و تا روز عاشورای امسال ادامه خواهد داشت و می‏تواند به شکل فردی و یا در هیأت‏های مذهبی انجام شود.
متن بیانیه این طلاب به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم انا نشکو الیک...
ضجه جهانی برای نجات
بیا دمی بنشین زارزار گریه کنیم

بیاکه که ازغم هجران یارگریه کنیم


زسوز ناله بلبل بهار می‏آید

بیا برای فراق بهار گریه کنیم


به ندبه امت موسی گرفت حاجت خویش

یک اربعین بنشین تا هزار گریه کنیم

امام صادق علیه السلام فرمودند: «فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی الله اربعین صباحاً فاوحی الله الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأه سنة، هکذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا، فاما اذ لم تکونو فان الامر ینتهی الی منتهاه» ؛ یعنی: «زمانی که عذاب بنی اسرائیل طول کشید، آنان ضجه زدند و چهل صبح به درگاه خدا گریستند و ضجه کردند. پس خداوند پس 170سال در فرج آنان تعجیل کرد و به موسی و هارون وحی نمود که آنان را از فرعون خلاصی بخشند. هم چنین شما اگر چنین کنید، خداوند فرج ما را می رساند و اگر مانند آنان نباشید، امر ظهور به انتهای زمان معین خود می‏رسد». (تفسیر عیاشی جلد 2 صفحه 154)
بنا بر این دستور، 40 روز ضجه و گریه جهانی به درگاه خداوند می‏کنیم تا در ظهور امام زمان(عج) تعجیل فرماید. برای وحدت رویه و از آنجا که دعای جمعی اثر بیشتری دارد و در این روایت هم به آن تصریح شده است زمان این 40 روز  از اول ذی الحجه تا روز عاشورا پیشنهاد می‏گردد.
پس بیایید همناله با شیعیان جهان ـ بویژه در بحرین، عراق، عربستان، یمن، پاکستان، هندوستان، آذربایجان، سوریه و لبنان ـ با توجه به طول هجران و غیبت مولایمان و شدت اضطرار خلق به سوی منجی الهی، به صورت فردی، خانوادگی و هیئتی دست نیاز به سوی خداوند مجیب و قریب و مهربان برداریم.
از اعمالی که می‏توان در این 40 صبح تضرع انجام داد "دعای فرج (عظم البلاء)"، "زیارت عاشورا"، "دعای علقمه"، "دعای عهد"، "دعای ندبه" و نیز "روضه امام حسین علیه السلام" است.

لینک خبر در خبرگزاری ابنا:

http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&id=274437

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 19:56  توسط محمد بیدارمنش  | 

سفرهای دوره ا ی مسوولان در نظام مقدس جمهوری اسلامی از برکات ظهور انقلابی است که به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، خون مقدس شهیدان و پایمردی ملت قهرمان و شجاع ایران نصیب این کشور شد.

این سفرها همواره برکات فراوانی برای رشد و پیشرفت کشور، آشنایی با مسایل و مشکلات مناطق کشور و همچنین افزایش روحیه و دلگرمی مردم در اقصی نقاط کشور داشته است؛ به بهانه سفر رهبر معظم انقلاب که چهارشنبه گذشته بیستم مهرماه سال 90 وارد استان کرمانشاه شدند؛ گزارشی در مورد سفرهای معظم له در دوران زعامت و رهبری جهان اسلام تهیه کرده ام که متن کامل آن با لینک های زیر در دو قسمت در خبرگزاری ابنا منتشر شده است.

لیست سفرهای معظم له:

سال 1369 ـ استان ایلام

سال 1370ـ استان لرستان

سال 1370ـ استان بوشهر

سال 1370 ـ شهر قم

سال 1371 ـ  استان چهارمحال و بختیاری

سال 1372 ـ شهر نوشهر

سال 1372ـ استان آذربایجان شرقی

سال 1373 ـ استان کهکیلویه و بویراحمد

سال 1374 ـ استان مازندران

سال 1375 ـ استان آذربایجان غربی

سال 1375 ـ استان خوزستان

سال 1376 ـ شهر کرج

سال 1376 ـ استان هرمزگان

سال 1377ـ شهر آمل

سال 1379 ـ استان اردبیل

سال 1379ـ استان قم

سال 1379 ـ استان مرکزی

سال 1380ـ استان گیلان

سال1380 ـ استان اصفهان

سال 1380ـ شهر کاشان و آران و بیدگل

سال 1381 ـ سفر به مناطق عملیاتی جنوب

سال 1381 ـ استان سیستان و بلوچستان

سال 1382ـ استان زنجان

سال 1382 ـ استان قزوین

سال 1383 ـ استان همدان

سال 1384ـ استان کرمان

سال 1385 ـ استان سمنان

سال 1386ـ استان یزد

سال 1387 ـ استان فارس

سال 1388ـ استان کردستان

سال 1388 ـ شهرهای چالوس و نوشهر

سال 1389 ـ استان قم

سال 1390ـ استان کرمانشاه

سال 1390ـ شهر بندرعباس

سفرهای نوروزی به شهر مقدس مشهد

 لینک بخش اول گزارش: http://abna.ir/data.asp?lang=1&id=271786

لینک بخش دوم گزارش: http://abna.ir/data.asp?lang=1&id=271788

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 17:51  توسط محمد بیدارمنش  | 

دهه کرامت ایام مسعودی است که با ولادت کریمه اهل بیت(ع) آغاز شده و با بزرگداشت احمد بن موسی(ع) شاهچراغ ادامه یافته و با ولادت با سعادت حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) به پایان می رسد.

آنچه که مهم است این است که نامگذاری ایام، فلسفه خاصی داشته و می تواند برای ابعاد فردی و اجتماعی زندگی انسان آموزنده و حاوی معرفت باشد.

سر تا سر زندگی ائمه معصوم(ع) درس زندگی، معرفت و شایستگی است اما جلوه هایی از زندگی آنان امامان بروز و ظهور خاصی یافته است.

فرزندان بزرگوار حضرت امام موسی کاظم (ع) علاوه بر سایر کمالات الهی، انسان های کریم، جوانمرد و بخشنده ای بودند؛ گواه این خصایص تاریخ اسلام است که در سینه خود نمونه های این کرامت و بخشندگی را بارها و بارها ثبت کرده است.

داستان ضمانت آهو و ماجرای لباس اهدایی امام رضا(ع) به دعبل خزائی پس از قرائت قصیده معروفش در مدح امام رضا(ع)، آنقدر مشهوراست که هر شیفته ای حداقل یکبار آن را شنیده است؛ آنجایی که دعبل وقتی بعد از دیدار حضرت رضا(ع) به وطن بازگشت، کنیز او به درد چشم شدیدی مبتلا گشت؛ پزشکان حاذق بر بالین وی حاضر شدند؛ ولی نتیجه ای حاصل نشد و او از این بابت شدیدا اندوهگین گشت.

ناگهان یادش آمد قطعه ای از لباس اهدایی امام رضا(ع) را به همراه آورده، سریعا آن را حاضر کرد و در اول شب چشمهای کنیز را با آن بست؛ چون صبح شد، هر دو چشم آن دختر در اثر کرامت و برکت حضرت رضا(ع) به بهترین حالت، سلامتی خویش را باز یافته و از اوّل هم نورانی تر و قوی تر شده بود.

کرامات حضرت معصومه(س) نیز بارها در تاریخ نقل شده است و از جمله آن عنایت کریمه اهل بیت(ع) به زوار خود است به آن ترتیبی که در تاریخ نقل شده است که آقای شیخ عبدالله موسیانی از حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی نقل کرده اند كه شب زمستانی بود كه من دچار بی خوابی شدم؛ خواستم حرم بروم، دیدم بی موقع است، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم كه اگر خوابم برد خواب نمانم، در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد كه قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی‌كنم به من فرمود: «سید شهاب! بلند شو و به حرم برو؛ عده‌ای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاك می‌شوند، آنها را نجات بده».

ایشان می‌فرماید: من به طرف حرم راه افتادم، دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه)عده‌ای زوار اهل پاكستان یا هندوستان (با آن لباس‌های مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می‌لرزند، در را زدم، حاج آقا حبیب (كه جزء خدام حضرت بود) با اصرار من در را باز كرد، من از مقابل و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و آنها در كنار ضریح آن حضرت مشغول زیارت و عرض ادب بودند؛ من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم.

آنچه که مسلم است شیعیان واقعی باید همواره در منش، رفتار و سلوک خود را به ائمه(ع) نزدیک کرده و تلاش کنند تا رفتار فردی و اجتماعی خود را روز به روز بیشتر شبیه آن بزرگواران نمایند.

در حدیث آمده است مردی به حسن بن علی(ع) گفت: من شیعه و پیرو شما هستم، امام فرمود: «ای بنده خدا اگر در برابر اوامر و نواهی ما مطیع باشی در ادعایت صادق هستی و اگر این چنین نیستی با این ادعایت بر گناهان خودافزوده ای و وقتی كه در این مرتبه قرار نداری ادعای آن را نیز بر زبان میاور كه دروغ است و بر گناهان خود افزوده ای». (لئالی الاخبار، ج5، ص157)

امام هشتم (ع) فرمودند: «شیعه ما كسانی هستند كه در برابر امر ما تسلیم اند به قول ما گردن می نهند». (وسائل الشیعه، ج18، ص83، حدیث 25)

امیرالمومنین(ع) نیز به عثمان بن حنیف فرمود: «هر پيروي را امامي است كه به او اقتدا مي كند و از او پيروي مي نمايد» و پس از ذكر سيره خود و ذكر اينكه شما توانايي چنين عمل كردني را نداريد، مي فرمايد : «اما با پرهيزكاري و تلاش فراوان و پاكدامني و راستي مرا ياري دهيد».(نهج البلاغه، نامه 45).

پس اگر ما در ادعای شیعه بودن خود صادق هستیم باید برای اثبات آن تلاش کنیم و با توجه  به سیره این بزرگواران که مهربانترین و بخشنده ترین افراد جامعه بودند برای احیای مهربانی، بخشندگی و جوانمردی فراموش شده در عرصه اجتماع تلاش کنیم و همه آحاد جامعه ایرانی به عنوان شیعیان و پیروان راستین ائمه(ع) سعی کنند با اقتدا به پیشوایان دینی و الگوگیری از آنان «کرامت اجتماعی» را از هم دریغ نکنند.

تلاش کنیم مهربانانه به هم بنگریم، حقوق یکدیگر را رعایت کنیم و به گونه ای رفتار کنیم که مصداق حدیث شریف امام صادق(ع) باشیم که فرمود: «اى گروه شيعه، براى ما زينت باشيد نه ننگ و عار، با مردم خوش گفتار بوده و از سخنان بيهوده و زشت برحذر باشيد».( سفينة البحار، ج 1 ص730)

فراموش نکنیم که شیعیان کسانی هستیم که کرامت را به ما آموختند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 10:4  توسط محمد بیدارمنش  | 

این روزها شاهد شورش ها و قیام های گسترده ای در پایتخت و چند شهر مهم مصر هستیم اتفاقی که خیلی زودتر از اینها باید می افتاد و این انتظار بسیار طولانی شد و چه بهانه های خوبی برای یک قیام عمومی علیه دیکتاتور مصر به دست مردم مصر آمد اما با فرصت سوزی و معطلی های بی مورد آنان از میان رفت.

فرصت های خوبی مثل سازش های تحقیر آمیز سران مصر با رژیم اشغالگر صهیونیستی و سایر مسایل و مشکلات داخلی که هر کدام از آنها می توانست زمینه ساز یک قیام عمومی بشود که نشد.

اما نکته ای که می خواهم بدان اشاره کنم این است که شاهدیم برخی مقالات ، مطالب و حتی برخی شخصیت ها انقلاب و قیام ملت مصر را که تا این لحظه موفقیت قابل اعتنایی نداشته با انقلاب  ملت ایران در سال 57 به رهبری، رهبر کبیر انقلاب اسلامی مقایسه می کنند در حالی که به نظر می رسد این مقایسه بی انصافی و در واقع قیاسی مع الفارق است.

اینکه انقلاب های مردم تونس و مصر ملهم از انقلاب ایران می باشند فقط یک ادعای شعاری است که باعث زیر سوال رفتن پرستیز و وهن انقلاب اسلامی ایران می شود زیرا باید  پرسید این ملت ها در این 32 سال کجا بودند که تازه یادشان افتاده که از انقلاب اسلامی ایران الگو بگیرند.

البته منکر تاثیرگذاری بلند مدت آموزه ها و پیام های انقلاب اسلامی ایران نمی توان شد ولی دقت به برخی نکات باعث می شود که با احتیاط بیشتری در این زمینه اظهار نظر کرد.

باید از کسانی که این مقایسه را صورت می دهند پرسید که انقلاب ایران عزیز کجا و قیام های احساسی و بی تئوری مردم تونس و مصر کجا که به جز چند مفهوم عام مثل دموکراسی و آزادی حتی دقیقا نمی دانند چه می خواهند!

مقایسه قیام مردمی که بعد از 32 سال از انقلاب ایران و پس از گذشت یک دهه از آغاز هزاره سوم تازه به اصطلاح دو زاریشان افتاده و فهمیده اند که حقوق اولیه اشان چی هست و اصلا کی به کی هست با ملتی که در سال 57 و حتی سالهای پیش از آن، داد حقوق اولیه انسانی و اسلامی می دادند و در نهایت با همت و اراده و شهادت طلبی موفق به پیروزی شدند بی انصافی است.

مردمی که 32 سال پیش فهمیده و دانستند که رمز سعادتشان توجه به معارف و آموزه های انسان ساز اسلام و مذهب حقه شیعه است وباید با تمسک به حبل الهی سعادت دنیا و عقبای خود را رقم بزنند در حالیکه ملت تونس و مصر تازه هنوز هم به طور کامل پی به معجزه دین اسلام نبرده و حتی در بحبوحه انقلاب های نیم بند خود شعارهای غرب زده را مجددا تکرار می کنند.

از همه اینها گذشته، انقلاب اصیل ایران یک متولی و رهبر داشت که با درایت خود و عنایت خدا و صاحبان حقیقی این مملکت کارها را به پیش می برد اما در انقلاب های مصر و تونس حتی نمی توان شخصی یافت که واجد  حداقل 30 درصد از ویژگی های یک رهبر بود چه برسد به وجود یک رهبر تمام عیار مانند امام خمینی(ره).

از همه اینها گذشته انقلاب ایران انقلابی بود که خواسته های مردم تا حدود زیادی مشخص بود، اما در این انقلاب ها همان مولفه ها و اموزه های غربی به نوعی دیگر تکرار می شود و مردم سعی دارند به حداقل خواسته های سیاسی و مدنی اکتفا کنند و شخصیت هایی مطرح می شوند که چندان سوابق خوبی نداشته و به نوعی عامل و بازیگر میدان غرب و اذناب آن تلقی می شوند، در حالیکه یک انقلاب عظیم و کامل باید با تحولات گسترده خواسته های مردم را به صورت اصولی و ریشه دار محقق کند.

پایان کلام اینکه به نظر می رسد قیام مردم مصر نوشدارو بعد از مرگ سهراب است چرا که این قیام باید 20 سال پیش که رژیم مصر و دیکتاتور سرسپرده آن مشغول تحکیم پایه های رژیم جنایتکار و وحشی صفت اشغالگر قدس بود قیام می کردند و بساط سازش با این رژیم اشغالگر را جمع می کردند نه حالا که جمع کردن بساط رژیم صهیونیستی نه کاری غیر ممکن اما کار سختی شده است.

تازه همه اینها به شرطی است که حاکمیت جدید مصر البته در صورت رفتن مبارک دیکتاتور دوباره دست دوستی با رژیم صهیونیستی نداده و عروسک جدید آمریکا نشود.

و... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 23:14  توسط محمد بیدارمنش  | 

اصلا من نمی دونم چرا بعضی ها از باخت تیم ملی ناراحت شده و درباره این باخت و حواشی اش با شور و حرارت صحبت می کنند؛ مگه قرار بوده قهرمان بشیم!؟

چرا باید از تیمی که در 35 سال گذشته هیچوقت قهرمان نشده و هیچ جامی دریافت نکرده و تو این 35 سال جز دو بار صعود به مرحله نهایی که یکبارش هم همه عزیزان جون به لب شدند، انتظار قهرمان شدن داشت!؟

چرا فکر می کنیم باید کره جنوبی را می بردیم!؟ تیمی که سابقه حضور در چند دوره جام جهانی و مسابقات معتبر دیگه را دارد  و نتایج خوب حتی در همین جام جهانی گذشته گرفت و چند هفته پیش هم یک از تیم های باشگاهی اش، ذوب آهن را در فینال به سادگی شکست داد و قهرمان آسیا شد؟

حالا بر فرض که بر اساس یک شانس یا اتفاق کره رو می بردیم با ژاپن چیکار می کردیم!؟

مشکل فوتبال فقط ضعف کادرفنی،بازیکنان ضعیف، فدراسیون بی برنامه و روزمره و یا هر چیز دیگه نیست مشکل ما نداشتن یک کمی انصاف و داشتن یک کمی خیالات و اوهام است همین.

یک کمی خیالات و اوهام را گفتم به این خاطر که هر دوره فکر می کنیم قهرمانیم در حالی که مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.

نداشتن یک کمی انصاف را هم گفتم به این خاطر که هی گناه باخت و ناکامی رو به گردن این و آن می اندازیم در حالی که حق این است که یک جوالدوز به خودمان بزنیم یک سوزن به دیگری؛ نه اینکه فوتبالیست کم کاری ، بی مسوولیتی خودش را به گردن نبود امکانات و ابزار کار بندازه، مربی بی دقتی ، دانش کم و کارنابلد بودن خودش را گردن حوادث و تیم بهتر رقیب و فاصله فوتبال ایران با آسیا ، اروپا واظهار اینکه امشب شب ما نبود و ... می اندازه و رییس فدارسیون هم به نوبه خود یک چیزهای دیگه سر هم کند و با خنده اش همه مخاطبین را از گردشگاه کیش تمسخر؛ و  قس علیهذا.

هر کسی که نقشی در این ناکامی داشته بشینه بین خودش و خداش کلاهشو قاضی کنه که چقدر تقصیر کار بوده و چه کار میتونسته برای شاد کردن دل جوانان این مرز و بوم بکنه که نکرده همین.

در پایان ، یک نکته و یک پرسش، نکته اینکه من فکر کنم باید اسم فدراسیون فوتبال رو گذاشت "فدراسیون شب امتحانی"!، یادم می آد موقع امتحانات شب های امتحان که می شد کتاب یا جزوه رو دست می گرفتم و شروع میکردم به خواندن اما آخرش هم وقت کم می آوردم و چند فصل و یا چند صفحه می موند اما با خودم عهد میکردم دفعه دیگه از مدتی قبل از امتحان شروع به مطالعه بکنم و شب امتحانی نباشم اما ... فدراسیونی ها هم همینطورند بعد از باخت می گویند باید به آینده نگریست ، برنامه های خوبی برای آینده داریم و چه و چه اما بازم در انتخاب مربی خوب تعلل می کنند در برنامه ریزی بازی تدارکاتی تعلل می کنند در آماده سازی امکانات تعلل می کنند و چه چه نه!؟

و پرسش اینکه از همه خوانندگان عزیز این وب،می پرسم که این امکانات و فاصله و شرایط خاصی که تیم های دیگه مخصوصا شرق آسیا دارند چیه که فوتبالیست های نازک نارنجی ما مدعی هستند که ما نداریم!!؟؟ نکنه منظورشون ... است؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 20:1  توسط محمد بیدارمنش  | 

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با حضور کارشناسان و اندیشمندان ایران عزیز و برخی از مسوولان نظام جمهوری اسلامی در محضر رهبر فرزانه انقلاب مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت ؛ فکر ، علم ، زندگی و معنویت چهار عرصه این الگو می باشند که در نظر دارد ایران را بر مبنای یک الگوی اسلامی ایرانی به پیشرفت همه جانبه سوق دهد.

در ایام ماضی ، کارشناسان متعددی در این باب سخن گفتند و نکات مختلف و تفکرات زیادی مطرح شد و هر کس از ظن خود و از سر دلسوزی برای تحقق هر چه بهتر این اندیشه نوشت و گفت و فکر کرد.

اینکه ما نیازمند یک نظریه راهنما برای رسیدن به این الگو هستیم و یا یک اجماع عمومی در عرصه نخبگان می خواهیم و یا نیاز به نگاهی عمیق و دقیق از سوی صاحبنظران و مسوولان داریم و یا باید همت بلند و برنامه ریزی دقیق داشته باشیم فقط و فقط بخش کوچکی از صدها اظهار نظر در این زمینه می باشد که در مطبوعات و رسانه ها منعکس شد و علاقمندان آن را مطالعه کردند.

اما به نظر می رسد یک نکته مهم یا مورد توجه قرار نگرفته است ویا کمتر بدان پرداخته شده است و آن چیزی نیست جز همان مفهومی که سال ها گفتیم و شنیدیم اما کاری برای تحقق آن نکردیم که نکردیم؛ «شایسته سالاری» و نه رفیق سالاری و فامیل سالاری و هم حزب سالاری و همدوره سالاری و همکلاسی سالاری و چه و چه ... .

اگر واقعا به این الگو علاقمندیم باید افرادی شایسته که از هر جهت آمادگی و شایستگی و لیاقت انجام مسوولیت های محوله سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... را دارند یافته و با تعریف علمی جایگاه آنان، فرصت پیشرفت کشور را فراهم کنیم.

اینکه افراد اندیشمند و متخصص تحقیر شده و کسی گوش به حرفشان ندهد و فقط به دنبال بله قربان گویان باشیم در اینصورت هم انگیزه و هم ایده های ناب را از دست میدهیم و به بیماری روزمرگی که هم اکنون نیز کم و بیش با آن دست و پنجه نرم می کنیم خواهیم مرد.

در احادیث و روایات پیشوایان دینی نیز تاکید بر شایسته سالاری فراوان وجود دارد و خود این بزرگان نیز همواره در مشی اجتماعی و سیاسی خود این نکات را مدنظر داشتند در همین زمینه حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند: چهار چیز نشانه واژگونی دولت ها است[1]:

1 و 2- واگذاردن اصول و پرداختن به فروع (در مقام برنامه ریزی و اولویت بندی کارها).

 3 و 4- جلو انداختن فرومایگان و عقب راندن صاحبان فضل (در مقام اجرا و مدیریت) .

و ایضا از وجود نازنین پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است که فرموده[2]:

«کسی که کارگزار و مدیری را به کار گمارد در حالی که می داند در میان مسلمانان فردی وجود دارد که برای آن مسوولیت شایسته تر و به قرآن و سنت آگاه تر است در این صورت قطعا به خدا و رسول خدا(ص) و همه مؤمنان خیانت کرده است».



[1] . «یستدل علی ادبار الدول باربعة: تضییع الاصول و التمسک بالفروع و تاخیر الافاضل و تقدیم الاراذل».

[2] «من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم ان فیهم اولی بذلک و اعلم بکتاب الله و سنة نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المؤمنین».

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 13:37  توسط محمد بیدارمنش  | 

یکی از چالشهای پیش روی بشر در قرن جدید موضوع تروریسم و چگونگی برخورد با آن است.

تروریسم همواره از سوی دین اسلام مطرود و محکوم بوده و در همه اشکال غیر قابل قبول است و این ادعا را ایات مختلف قرآن و سیره پیشوایان دینی تایید می کند.

همانطور که در اخبار خواندیم تعدادی از مشاوران امنیتی و ضد خرابکاری بوش خواستار خروج نام منافقین از لیست سیاه گروههای تروریستی شدند اگر چه آمریکا علیرغم وارد کردن نام این گروه ضد بشری از انواع حمایت های غیر رسمی خود از آنان دریغ نکرده اما نکته ای که دراین میان قابل توجه است این است که تروریسم آتشی است که دامن همه بشریت را فراگرفته و خواهد گرفت و اگر دولتمردان غربی با آن مبارزه جدی نکرده و اعمال سیلقه و ملاک های دوگانه را کنار نگذارند باز هم نگرانی ها ادامه خواهد یافت.

حادثه تروریستی چابهار که تعداد زیادی از هموطنان مظلوم ما را به خاک و خون کشید و در روزی مقدس آنان را داغدار کرد نتیجه تفکری منحط و منحرف است که در ذهن عده ای جاهل پرورانده شده است که این اذهان این آمادگی و قوه را دارد که بر علیه آمریکا و غرب نیز ذهنیت پیدا کرده و منافع آنان را در همه جای دنیا تهدید کند درست شبیه همان بلایی که القاعده بر سر آمریکا و غرب آورد و ماری شد که در آستین آمریکای تروریست پرور، پرورش یافته بود.

آمریکا با این طرز تفکر ثابت کرده است که صرفا منافع خود را در نظر می گیرد و اگر حکومتی منافع آنان را تامین کند با او وارد مذاکره و معامله شده و حقوق شهروندان تحت ستم آن سامان را فراموش می کند و اگر حکومتی منافع آنان را تامین نکند و دست طمع آنان را براند انواع و اقسام ناملایمت ها را به آنان تحمیل می کند و کوچکترین موضوع را به پیراهن عثمان تبدیل می کند درست مثل رفتاری که با ملت ایران در پیش گرفته است و سعی دارد حتی با کشتار مردم بیگناه هم که شده نیش خود را وارد قلب ملت مظلوم ایران بکند.

حادثه تروریستی چابهار سند دیگری بر جهل و غرض ورزی کور انسان است که در قرن بیست ویکم به جای تفکر برای تعالی بشریت، خود را مشغول مسایلی کرده که انگلیس، آسراییل و آمریکا را خوشحال می کند و این دشمنان باید بدانند این جهل و غرض ورزی دامن آنان را نیز فرامی گیرد و حمایت و ترویج آن به نفع هیچ کس نیست.

در پایان به همه بازماندگان شهدای این حادثه تروریستی تسلیت و تبریک گفته و برای شهدای این فاجعه علو درجات و برای مجروحان آرزوی سلامتی و شفا از محضر خداوند مهربان مسئلت دارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 0:15  توسط محمد بیدارمنش  |